مجله نشنال جغرافی در اولین شماره خود در سال 2011 به معرفی یکی از بزرگترین غارهای دنیا به نام "هانگ سون دونگ" در ویتنام پرداخته است. به گزارش خبرگزاری مهر، غار "هانگ سون دونگ" در ویتنام دارای یک جنگل داخلی است. این غار به حدی وسیع است که برای وارد شدن به آن باید از یک مسیر عمودی به ارتفاع یک آسمانخراش 40 طبقه پایین رفت.
در آستانه ورود به "هانگ سون دونگ"، یک ستون غول پیکر از رسوبات کربنات کلسیم همانند برجی بلند در برابر دیدگان مکتشفان این غار عظیم ظاهر می شود.
در آوریل 2009 تیمی متشکل از مکتشفان انگلیسی و ویتنامی شروع به اکتشاف "هانگ سون دونگ" کردند و دریافتند که زیر جنگلهای بارانی در مرز میان ویتنام و لائوس غاری خیره کننده به طول بیش از 4 کیلومتر و در برخی نقاط با ارتفاع بیش از 180 متر امتداد یافته است.
بررسیها نشان داد که یک رودخانه زیرزمینی بین دو تا پنج میلیون سال قبل این غار را در زیر این جنگل بارانی حفر کرده است.
مکتشفان از سال 1990 به این منطقه اعزام می شوند و تاکنون توانسته اند بیش از 150 غار را کشف کرده و بیش از 140 کیلومتر تونل در داخل این غارها را نشانه گذاری کنند.
در این راستا، مجله علمی نشنال جغرافی در اولین شماره سال 2011 خود گزارشی تصویری از مناظر دیدنی این غار را منتشر کرده است.

برای ورود به این غار باید از مسیری به وسعت یک آسمانخراش 40 طبقه پایین رفت
غار هانگ سون دونگ شایر بزرگترین تونل افقی دنیا را داشته باشد
یک ستون از رسوبات کربنات کلیسم
ورودی غار
یک دیوار کچی رنگی در خروجی غار که شبیه جلبکهای عظیم به نظر می رسد
سنگهای ورودی این غار بسیار لغزان هستند
رشد گیاهان در مناطق اولیه غار که هنوز نور به آنها می تابد. این مناطق محل زندگی مارها، پرندگان و میمونها هستند
حوضچه های خشک شده ای که سنگهای آن مانند دانه های قطره بر روی هم انباشته شده اند
مسیری که در اثر حرکت آبهای کلسیتی ایجاد شده و با خزه ها و جلبکها پوشانده شده است
همانند یک قعلعه شگفت انگیز، تصویر یک صخره بزرگ در آب افتاده است
رسوبات کربنات کلسیم عظیم که راه را بر غار شناسان می بندند
آبشاری زیر زمینی که با صدایی همانند صدای حرکت یک قطار در تونل فرو می ریزد
در فصل خشک از آوریل تا نوامبر می توان به قسمتهای درونی تر غار بدون ترس از سیل آبهای زیرزمینی رفت
این غار هانگ لونگ کن است که در سال 2010 کشف شد
اعتقاد بر این است که این غار به هانگ سون دون وصل می شود
استلاگمیتهای عمق غار "هانگ لونگ کن"
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن 1389ساعت 22:20  توسط سروناز
|
پشتش سنگين بود و جادههاي دنيا طولاني. مي دانست كه هميشه جز اندكي از بسيار را نخواهد رفت. آهسته آهسته مي خزيد، دشوار و كُند؛ و دورها هميشه دور بودند. سنگ پشت تقديرش را دوست نمي داشت و آن را چون اجباري بر دوش مي كشيد. پرنده اي در آسمان پر زد، سبك بال... ؛ سنگ پشت رو به خدا كرد و گفت: اين عدل نيست، اين عدالت نيست.
كاش پُشتم را اين همه سنگين نمي كردي. من هيچ گاه نمي رسم. هيچ گاه. و در لاك سنگي خود خزيد، به نيت نااميدي. خدا سنگ پشت را از روي زمين بلند كرد. زمين را نشانش داد. كُرهاي كوچك بود.
و گفت : نگاه كن، ابتدا و انتها ندارد... هيچ كس نمي رسد. چرا؟
چون رسيدني در كار نيست. فقط رفتن است. حتي اگر اندكي. و هر بار كه ميروي، رسيدهاي. و باور كن آنچه بر دوش توست، تنها لاكي سنگي نيست، تو پاره اي از هستي را بر دوش مي كشي؛ پاره اي از مرا. خدا سنگ پشت را بر زمين گذاشت. ديگر نه بارش سنگين بود و نه راه ها چندان دور. سنگ پشت به راه افتاد و گفت: رفتن، حتي اگر اندكي؛ و پاره اي از «او» را با عشق بر دوش كشيد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن 1389ساعت 22:18  توسط سروناز
|
در يک سحرگاه سرد ماه ژانويه، مردي وارد ايستگاه متروي واشينگتن دي سي شد و شروع به نواختن ويلون کرد.
اين مرد در عرض 45 دقيقه، شش قطعه ازبهترين قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترين ساعات صبح بود، هزاران نفر براي رفتن به سر کارهايشان به سمت مترو هجوم آورده بودند.
سه دقيقه گذشته بود که مرد ميانسالي متوجه نوازنده شد. از سرعت قدمهايش کاست و چند ثانيهاي توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.
يک دقيقه بعد، ويلونزن اولين انعام خود را دريافت کرد. خانمي بيآنکه توقف کند يک اسکناس يک دلاري به درون کاسهاش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.
چند دقيقه بعد، مردي در حاليکه گوش به موسيقي سپرده بود، به ديوار پشتسر تکيه داد، ولي ناگاهان نگاهي به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد.
کسي که بيش از همه به ويلون زن توجه نشان داد، کودک سه سالهاي بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه مي برد. کودک يک لحظه ايستاد و به تماشاي ويلونزن پرداخت، مادر محکم تر کشيد وکودک در حاليکه همچنان نگاهش به ويلونزن بود، بهمراه مادر براه افتاد، اين صحنه، توسط چندين کودک ديگرنيز به همان ترتيب تکرار شد، و والدينشان بلا استثنا براي بردنشان به زور متوسل شدند.
در طول مدت 45 دقيقهاي که ويلونزن مي نواخت، تنها شش نفر، اندکي توقف کردند. بيست نفر انعام دادند، بيآنکه مکثي کرده باشند، و سي و دو دلار عايد ويلونزن شد. وقتيکه ويلونزن از نواختن دست کشيد و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسي متوجه شد. نه کسي تشويق کرد، ونه کسي او را شناخت.
هيچکس نميدانست که اين ويلونزن همان(جاشوا بل) يکي از بهترين موسيقيدانان جهان است، و نوازندهي يکي از پيچيدهترين فطعات نوشته شده براي ويلون به ارزش سه ونيم ميليون دلار، ميباشد.
جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در يکي از تاتر هاي شهر بوستون، برنامهاي اجرا کرده بود که تمام بليط هايش پيشفروش شده بود، وقيمت متوسط هر بليط يکصد دلار بود.
اين يک داستان حقيقي است،نواختن جاشوا بل در ايستگاه مترو توسط واشينگتنپست ترتيب داده شده بود، وبخشي از تحقيقات اجتماعي براي سنجش توان شناسايي، سليقه و الوويت هاي مردم بود.
نکته ها:
آيا ما در شرايط معمولي وساعات نامناسب، قادر به مشاهده ودرک زيبايي هستيم؟ لحظهاي براي قدرداني از آن توقف ميکنيم؟ آيا نبوغ و شگرد ها را در يک شرايط غير منتظره ميتوانيم شناسايي کنيم؟
يکي از نتايج ممکن اين آزمايش مي تواند اين باشد، اگر ما لحظهاي فارغ نيستيم که توقف کنيم و به يکي از بهترين موسيقيدانان جهان که در حال نواختن يکي از بهترين قطعات نوشته شده براي ويلون است، گوش فرا دهيم، چه چيز هاي ديگري را داريم از دست مي دهيم؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 8:33  توسط سروناز
|
سعي كن حتماً همه متن را تا آخرين جمله بخواني. از همه مهمتر جمله آخر است كه بايد خوانده شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ششم مهر 1389ساعت 8:40  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مهر 1389ساعت 7:8  توسط سروناز
|
زنی متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوايي اش کم شده است...
بنظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولي نمي دانست اين موضوع را چگونه با او درميان بگذارد به اين خاطر، نزد دکتر خانوادگي شان رفت و مشکل را با او درميان گذاشت.
دکتر گفت: براي اينکه بتواني دقيقتر به من بگويي که ميزان ناشنوايي همسرت چقدر است،آزمايش ساده اي وجود دارد.اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو...
« ابتدا در فاصله 4 متري او بايست و با صداي معمولي ، مطلبي را به او بگو. اگر نشنيد ، همين کار را در فاصله 3 متري تکرار کن. بعد در 2 متري و به همين ترتيب تا بالاخره جواب بدهد. »
آن شب همسر آن زن در اتاقی بود و خود او در اتاق پذيرايي نشسته بود. زن به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم.
سپس با صداي معمولي از همسرش پرسيد:
« عزيزم ، چیکار میکنی؟ » جوابي نشنيد. بعد بلند شد و يک متر به جلوتر به سمت اتاق رفت و همان سوال را دوباره پرسيد و باز هم جوابي نشنيد. بازهم جلوتر رفت و به درب اتاق رسيد. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابي نشنيد. اين بار جلوتر رفت و درست پشت سر همسرش گفت: «عزيزم چیکار میکنی؟»
و همسرش گفت: « مگه کري؟! » براي چهارمين بار ميگم: « دارم کتاب میخونم » !!!!
توصیه مدیریتی :
یه لحظه فقط تمرکز کنیم. شاید مشکل نه در دیگران بلکه در وجود خود مونه و ازش بی خبریم....
http://emba1.blogfa.com/post-4.aspx
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 23:7  توسط سروناز
|
روزي دو نفر در جنگل قدم مي زدند.
ناگهان شيري در مقابل آنها ظاهر شد...
يكي از آنها سريع كفش ورزشي اش را از كوله پشتي بيرون آورد و پوشيد.
ديگري گفت بي جهت آماده نشو چون هيچ انساني نمي تواند از شير سريعتر بدود.
مرد اول به دومي گفت :
قرار نيست از شير سريعتر بدوم. كافيست از تو سريعتر بدوم!!!
توصیه مدیریتی :
همیشه سعی کن تو زندگیت سریعتر از بقیه عمل کنی و پیشقدم باشی
مثل تمام کارآفرینان که زودتر از همه دست به کار شدند و بیشترین سود رو هم داشتند.
http://emba1.blogfa.com/
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 23:3  توسط سروناز
|
زندگی شما میتواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید
که میتوانید کارهای سادهای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که میتوانید
برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است.
هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود لذت ببرید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 22:51  توسط سروناز
|

چند وقت به چند وقت خود را آرام و به دور از استرس حس می كنید؟
1 - پیش از شروع، مكانی را انتخاب كنید كه ساكت و به دور از كوران هوا و نور زیاد باشد. از لباس های خود كم كنید و در محلی راحت بنشینید یا دراز بكشید.
2 - دست ها را در دو طرف قفسه سینه قرار دهید و چشم ها را ببندید. عمل دم را به آرامی و از راه بینی انجام دهید. عبور هوا را از سوراخ های بینی و حلق به داخل شش های خود مجسم كنید. بگذارید قفسه سینه شما با حركت كف دست هایتان به طرف بیرون، انبساط یابد.
3 - عمل بازدم را از راه بینی یا دهان انجام دهید، به آرامی دست ها را به طرفین قفسه سینه فشار دهید تا مطمئن شوید هوای درون شش ها كاملاً خارج شده است.
4 - این تنفس دیافراگمی را در حدود پنج دقیقه انجام دهید. سپس كف دست ها را به اطراف بدن پایین بیاورید و یا آنها را بین كمر و زانو قرار دهید؛ آرام و عمیق نفس بكشید و دم و بازدم خود را مجسم كنید.
5 - مكان زیبایی را مجسم كنید. جایی كه در آن واقعاً احساس آرامش می كنید. این مكان ممكن است یك باغ، ساحل رودخانه، كوه یا نقطه زیبای خاصی باشد. با تمام احساس و به وضوح این مكان را در ذهنتان مجسم كنید.
6 - در ذهنتان مجسم كنید كه از این مكان زیبا لذت می برید، و احساس آرامش و نشاط می كنید.جمله هایی را تكرار كنید كه از لحاظ روحی این حالت را در شما تقویت می كند: نظیر: «كاملاً احساس آرامش می كنم.» و یا «خوشحال و آرام هستم» و تا آنجا كه دوست دارید، در این مكان بمانید.
7 - وقتی آماده شدید، در ذهن خود مجسم كنید که به مكان قبلی خود باز می گردید، اندام های خود را بكشید و به آرامی چشمان خود را باز كنید و بعد یك لیوان آب بنوشید. شما، هر زمان كه به آرامش نیاز داشتید، می توانید به این مكان بازگردید. فقط كافی است چشم ها را ببندید، نفس عمیق بكشید و این صحنه را دوباره مجسم كنید. با تمرین منظم، به سرعت آرامش خود را باز می یابید.
http://www.tebyan.net/nutrition_health/spiritual_mentalhealth/comfort_anger/2006/4/4/16807.html
+ نوشته شده در شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 7:56  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 8:26  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 23:30  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 22:54  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 16:50  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 16:47  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 11:39  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 9:26  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 9:10  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 3:9  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 1:3  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 0:45  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در شنبه ششم شهریور 1389ساعت 14:14  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 22:47  توسط سروناز
|
به نظر شما راز رسیدن به موفقیت چیست؟
۱- الهام
۲- پشتکار
۳- شانس
دوستان گرامی . با اهدا سلام و احترام. لطفا نظر خود را راجع به این موضوع بیان نمایید. از قسمت نظرسنجی وبلاگ گزینه موردنظر را انتخاب فرمایید. همچنین از بیان دیدگاهها و نظرات شما خوشحال می شوم.
+ نوشته شده در جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 14:58  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 10:42  توسط سروناز
|
بیست و یک روش فوقالعاده برای غلبه بر تنبلی و انجام کار بیشتر در زمان کمتر ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 9:34  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 9:22  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 0:42  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 0:6  توسط سروناز
|
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 16:55  توسط سروناز
|
در این عصر جدید روشندلی یاد بگیر که چطور سیر و سفری درونی به منظور پیدا کردن ناجی ات داشته باشی بدان که :خودت همان قدرتی هستی که دنبالش می گردی.
امال و ارزو نیرویی در کاینات است.هر چیز و هر کس به این نیروی نا مرئی متصل شده است.
وقتی چالشهای زندگیت فراتر از حد مسولییتت است به خدا توکل کن .او نه تنها جواب را دارد بلکه خود جواب می باشد.
عامل خوشحالی پی بردن به این اصل است که:مهم نیست برایت چه اتفاقی می افتد بلکه طرز واکنش تو در برابر ان رویداد اهمیت دارد.
برای نعمت های خدادادی ارزش قایل باش.قلب شاکر ،عشق،لذت و سعادت بیشتری را جذب می کند.
این عمر متعلق به توست.به بهترین وجه از ان استفاده کن.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 20:14  توسط سروناز
|